آنكه چشمان تو را اينهمه زيبا
مي كرد
كاش از روز ازل فكر دل مار ا مي
كر د
يا نمي داد به تو اينهمه زيبايي
را
يا مرا در غم عشق تو شكيبا مي
كرد.
**************************************************
بگزار ماه بر خاموشي ات بتابد،
باور كن تو ميتواني خانه اي
داشته باشي كه از دريچه هاي
آن چشم بدوزي به ستاره اي كه بر
افق ميدرخشد به
زيبايي زندگي.
****************************************************************
به خاموشي ما منگر كه ما خود
معدن رازيم،
فلك بشكست بال ما وگرنه اهل
پروازيم،
*******************************************************
بي تو هرگز سر وسامان نگرفتم،
جز آه از اين صبح زمستان
نگرفتم،
ديوار شب فاصله از بس كه بلند
است،
ابري شدم و بوي بيابان نگرفتم،
در بركه چشمان تو بيهودهاسيرم،
اما دل از اين گوشه ي زندان
نگرفتم،
پيچيده نگاه تو بر اندام دل من،
بر قامت زيباي تو باران نگرفتم،
بايد شبي از راه بيايي كه
ببيني،
من بعد تو ديگر سر و سامان
نگرفتم،
*************************************************
بي قرار توام و دردل تنگم گله
هاست
آه بي تاب شدن عادت كم حوصله
هاست
همچو عكس رخ مهتاب كه افتاده در
اب
در دلم هستي و بين من وتو فاصله
هاست.